دوستان من چند روزی میرم مسافرت و دسترسی به اینترنت دارم...پیشاپیش عید غدیر و بهتون تبریک میگم

نوشته شده توسط زهرا در 88/09/10 ساعت 12:16|
امروز تو دانشگاه یه فیلم اکران شد به نام: خدا و دیگر هیچ...
راجع به فرقه های شیطان پرستی در ایران و جهان و نوع فعالیت هاشون بود.البته جا داره راجع به این موضوع همه ی ما منتظران مهدی اطلاعات کسب کنیم اما اگه اجازه بدین تو وبلاگ عکس یا حرفی از این موضوع دیگه نزنم...
ممنون...
قیامت قامت و قامت قیامت
قیامت میکند آن قدو قامت
موذن گر ببیند قامتش را
به قد قامت بماند تا قیامت
بر قامت دلربای مهدی (عج) صلوات
نوشته شده توسط زهرا در 88/09/09 ساعت 15:2|
آیت الله سید علی قاضی طباطبایی
از آن بزرگوار پرسيدند كه آيا مي شود در دوره غيبت كبرا به محضر امام زمان (عج) تشرف يافت؟ فرمود: « كور است چشمي كه در هر صبح در اولين نگاه چشمش به امام زمان (ع) نيفتد». بزرگمردي كه به « كوهي پر عظمت از توحيد » مشهور گشته است. عارف كامل واصلي كه اكثر عرفاي عصر حاضر، به طور مستقيم يا غير مستقيم، از شاگردان مكتب اخلاقي ـ عرفاني او محسوب مي شوند. بزرگمردي كه در پرتو ولايت و عنايات ويژه امام زمان (عج) به مقام تشرف و شهود و حضور دايمي رسيده بود. خود او مي فرمود: « وقتي امام زمان روحي فداء ظهور مي نمايند، ورد ويژه اي را در گوش 313 نفر ياران ويژه خويش مي خوانند. ايشان با قدرت طي الارض شرق و غرب عالم را طي مي كنند و چشم بر هم زدني باز ميگردند و شهادت وگواهي مي دهند كه ولي ا... در روي زمين كسي جز امام زمان (عج) نيست » و آن گاه مي فرمودند: « من از آن ورد ويژه آگاهم »ايشان بيش از هر چيز بر « انس شبانه روزي با قران » و « توسل به حضرت اباعبدا... الحسين (ع) تاكيد مي ورزيد و مي فرمود: « به هر جا كه رسيده ام، در سايه تمسك به قران وتوسل به حضرت اباعبدا... الحسين (ع) رسيده ام 1. »
1. ر.ك: هاشميان، درياي عرفان (شرح احوال آيت ا... قاضي اعلي ا... مقامه ).
نوشته شده توسط زهرا در 88/09/08 ساعت 17:45|
.jpg)
نوشته شده توسط زهرا در 88/09/06 ساعت 20:6|

التماس دعا
نوشته شده توسط زهرا در 88/09/05 ساعت 20:28|
در جایی خوندم در زمان امام علی(ع) مردم برا اینکه یاد امام علی در اذهان بمونه وقتی از جا بر میخواستند میگفتند:یا علی...
حالا که امام عصرمون در دوران غیبت به سر میبرند بهتر نیست ما هم مدام بگیم: یا صاحب الزمان
بی تو ای صاحب زمان ، بي قرارم هر زمان !
از غم هجر تو من دلخسته ام 
همچو مرغی بال و پر بشكسته ام
كی شود آيی نظاره بر دل اندازی تو يارا ؟
بر دل خسته كه دم سازی تو يارا
ده مدال ديده باني ز عنايت
به من و از مهر و عشق بازی خدا را
يابن الحسن آقا بيا، يابن الحسن آقا بيا
يابن الحسن آقا بيا، يابن الحسن آقا بيا
ای تو شور عشق من ، روشنی انجمن
بی تو در دام بلا افتاده ام
بر تو يارا جان و دل را باخته ام
از فراق تو شده حال من خسته پريشان
كی ميايی منجی و سلطان امكان ؟
عقده ها را وا كنی با يك نگه ، ای نور يزدان
بين چه كرده با دل من سوز هجران
يابن الحسن آقا بيا، يابن الحسن آقا بيا
یا بن الحسن آقا بیا
یا بن الحسن آقا بیا
نوشته شده توسط زهرا در 88/09/01 ساعت 15:51|
| آيا واتيكان راز آخرالزمان را مخفي نگه داشته؟ | |
|
| ۲۲ شهريور ۱۳۸۶ | |
لوسيكا در سال 1944 درحاليكه بسيار بيمار بود نامهاي را براي واتيكان ارسال كرد كه حاوي راز سوم بود. او بسيار تاكيد كرده بود كه پاكت نامه تا قبل از سال 1960 باز نشود.در آن زمان پاپ وقت اعلام كرد راز مذكور به او ارتباطي ندارد. نامه 40 سال ديگر در واتيكان ماند. شايعههاي بسياري مبني بر اينكه آن راز درباره حوادث و زمان آخرالزمان است بوجود آمد. احتمالا همه خوانندگان با ماجراي فاطيما آشنا هستند و فيلم سينمايي آن را كه بارها از تلويزيون پخش گرديده ملاحظه نمودهاند. داستان از اين قرار است كه روز 13 ماه مه سال 1917 در دهكدهاي در كشور پرتغال سه بچه چوپان در حين چوپاني شاهد ظهور چهرهاي ميشوند و اين رويارويي بارها رخ ميدهد تا اينكه خبر آن به همه جا ميرسد. بنا بر گفتههاي مسيحيان اين سه كودك در آن دشت مريم مقدس را ديده بودند. در نهايت در آن محل كليسايي ساخته شد و هر ساله در روز سيزدهم ماه اكتبر مردم پرتغال جهت زيارت به آن روستا ميروند و به دعا و نيايش ميپردازند. لوسيا يكي از كودكان شاهد ماجرا بود كه در آن زمان ده سال داشت. به گفته او اين بانو در يكي از نوبتهاي ظاهر شدنش به او گفت كه خاسينتا و فرانسيسكو، دو كودك ديگر را بزودي با خود خواهد برد و چنين شد كه پس از اندكي آن دو كودك درگذشتند. به گفته لوسيا آن بانو تصوير وحشتناكي از جهنم را به او نشان داد و هشدار داد اگر بشر توبه نكند جنگ وحشتناكي رخ ميدهد. اين اولين راز فاطيما بود. دومين راز پيشگويي ميكرد كه روسيه به دين مسيحيت بازميگردد و دست از كمونيسم ميكشد. لوسيكا در سال 1944 درحاليكه بسيار بيمار بود نامهاي را براي واتيكان ارسال كرد كه حاوي راز سوم بود. او بسيار تاكيد كرده بود كه پاكت نامه تا قبل از سال 1960 باز نشود. در آن زمان پاپ وقت اعلام كرد راز مذكور به او ارتباطي ندارد. نامه 40 سال ديگر در واتيكان ماند. شايعههاي بسياري مبني بر اينكه آن راز درباره حوادث و زمان آخرالزمان است بوجود آمد تا آن حد كه راهبي را برانگيخت تا در سال 1981 دست به هواپيما ربايي بزند و تهديد كند چنانچه محتواي نامه فاش نگردد هواپيما را منفجر خواهد نمود. تا اينكه در سال 2000 بالاخره كليسا اعلام كرد راز مذكور رويايي بوده كه در آن اسقفي سفيد پوش هدف گلوله قرار گرفته و در دشتي پوشيده از اجساد تلاش ميكند خود را به صليب برساند. با اين اعلام بسياري نااميد شدند. بار ديگر شايعههايي مبني براينكه راز بخش سومي نيز داشته كه اعلام نشده بوجود آمد. اما كليسا اعلام كرد اين رويا مربوط به تلاش براي سوء قصد به جان پاپ ژان پل دوم در تركيه در سال 1982 بوده است. پاپ ژان پل دوم خود نيز نجاتش از آن سوء قصد را وابسته به فاطيما اعلام كرد و گفت "يك دست شليك كرد و دست ديگر تير را به سمت ديگري هدايت كرد". ![]() سال بعد پاپ تير مذكور را بر روي تاج فاطيما كه در كليساي ساخته شده در پرتغال بود قرار داد و براي دو كودك فوت شده طلب آمرزش كرد. لوسيا نيز در سال 2005 در سن 97 سالگي درگذشت. اما مشاهده ميشود كه شايعههاي فراوان درباره راز سوم و احتمال رابطه آن با آخرالزمان همچنان در ميان مسيحيان مطرح است. به گزارش موعود به نقل از روزنامه تلگراف انگليس روز گذشته، اسقف اعظم لوريس كاپوويلا بار ديگر تاكيد كرد شايعهها واقعيت ندارند. كاپوولا آخرين شاهد زندهاي است كه در زمان باز كردن پاكت حاوي راز توسط پاپ ژان پل دوم حضور داشته است. او تاكيد كرد پاكت باز شد و محتواي آن بطور كامل اعلام گرديد و بار ديگر مهر و موم شد. منبع:http://mouood.org/content/view/5439/2/
برای دیدن صحنه هایی از فیلم میتوانید به سایت مذکور مراجعه فرمایید/
|
نوشته شده توسط زهرا در 88/08/29 ساعت 21:14|
علامه حلي، از رجال برجسته و علماي بزرگوار شيعه، كسي است كه درباره اش علامه حلي، هر هفته از حله با پاي پياده به سوي كربلا راه مي افتاد تا فضيلت زيارت امام حسين (ع) را در شب جمعه درك نمايد. آن بزرگوار، طي سفري از حله به كربلا، به محضر نوراني امام عصر (عج) 1. تنكابني، قصص العلما، ص 355.
علامه حلي و بوسه بر خاك پاي امام زمان (عج)
نوشته اند: « در حالي كه كودك بود، به درجه اجتهاد رسيد و مردم منتظر بودند كه به تكليف برسد تا از او تقليد نمايند.»
مي رسند، اما، حضرت را نمي شناسند. در طول مسير، عصا از دست علامه به زمين مي افتد. امام زمان ارواحنا فداء خم مي شوند، عصاي علامه را برمي دارند و به دست ايشان مي دهند. در همين هنگام سوالي در ذهن علامه القا مي شود و از محضر امام (عج) مي پرسد: « آيا در اين عصر و زمان كه غيبت كبراست، مي توان حضرت صاحب الامر (عج) را ديد يا نه؟ » حضرت در پاسخ علامه مي فرمايند:
« چگونه صاحب الزمان را نمي توان ديد و حال آن كه دست او هم اكنون در دست توست؟! » به محض اين كه علامه اين پاسخ را مي شنود، بي اختيار خود را به زمين
مي اندازد تا پاي مبارك حضرت را ببوسد كه در اين هنگام از كثرت شوق
مدهوش مي شود 1.
نوشته شده توسط زهرا در 88/08/29 ساعت 15:33|
درباره وبلاگ

منوی اصلي
پیوندهای روزانه
نویسندگان
آرشيو
آرشیو موضوعی
پيوندها
طراح قالب